چیزی که دردناکتره؛
اون وقتیه که دیگه رابطه به بنبست میخوره و،
تموم شده است.
کاش تو این مرحله حداقل دیگه اون سمت خیانتکار ماجرا اذیت هاشو بیشتر نکنه.
کاش از خدا بترسه.
طرف داره ذره ذره آب میشه؛
چیکار میشه کرد برای تسکین درد این آدم؟ اصلا میشه کاری کرد؟
خیانت واقعا خیلی دردناکه
هیچ جوره نمیشه باهاش کنار اومد
یه زخم عمیقه که روی روح طرف جا خوش میکنه
خصوصا وقتی شرایط جدا شدن نداره
منعطفترین هم، بعدش میشه شکاکترین..
خدا نصیب هیچکس نکنه؛
برای زوجهایی که درگیر این فاجعه ان دعا کنید..
شما زوجی رو میشناسید که بعدش کنار اومده باشن؟