🔴 ویکتوریا آزاد؛ رازی را فاش میکنم، تا آخر مقاله بخوان لطفا:
۲ اسفند ۱۴۰۴
با الهام از آنچه
#علی_جوانمردی سخنگو و مشاور ارشد ناظر بر رسانه های کردی فارسی افغانستانی در
#صدای_امریکا اظهار داشت نتیجه میگیرم برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و یکپارچه شدن مردم ایران و اپوزیسیون مانعی بنام «فرد محوری و رهبر خودخوانده یک ملت» باید کالبدشکافی و تقبیح شود. آنچه جوانمردی میگوید انعکاس دیدگاههای ترامپ و تیم او در امریکاست.
قبلا گفته بودم تا زمانیکه آلترناتیو جایگزین رژیم شکل نگیرد تهدیدهای امریکا میتواند در چهارچوب محدودی اتفاق بیفتد و به براندازی رژیم منجر نشود، در چنین حالتی تهدیدها به سه شکل زیر محدود میشود؛
۱. بازدارندگی جهت جلوگیری از عبور جمهوری اسلامی از آستانه خط قرمزها
۲. اهرم مذاکره: افزایش فشار
۳. حمله محدود به پایگاههای رژیم: در صورت شکست کامل دیپلماسی
حملهٔ محدود به معنای براندازی رژیم مستقر در تهران نیست. همانطور که جناب علی جوانمردی توضیح داد حملات امریکا میتواند محدود باشد و اپوزیسیون باید یکپارچه شود تا بشود تکلیف را با رژیم یکسره کرد!
🔹بله فقدان یک شورای انتقالی یکپارچه و آلترناتیو جایگزین رژیم موجب عقب افتادن سرنگونی جمهوری اسلامی شده همان عاملی که رضا پهلوی هم یکی از دلایل جدی آن است. متاسفانه رضا پهلوی منافع مردم ایران را قربانی منافع شخصی خود کرده. او مردم را به یک خواب و خیال نوستالژیک غیرممکن امیدوار کرده است.
#رضا_پهلوی نه فرمانده کل ، نه نماد ملی، نه سخنگوی ملت ایران، نه پدر ملت ایران، نه هماهنگ کننده اپوزیسیون، نه شاه و نه آلترناتیو رژیم در ایران است اما او هم میتواند همچون همه نیروهای دیگر نماینده گروه خود باشد و در صورت واقعی بودن ادعاهای او مبنی بر بازگشت به ایران ، در یک انتخابات آزاد در آینده شرکت کند ولی هم اکنون فقط سخنگوی تعداد محدودی از طرفداران خود هست و نه بیشتر. او متاسفانه در تمام محافل بین المللی خود را سخنگوی کل ملت ایران معرفی میکند این دروغ بزرگ، جایگاه رضا پهلوی را با چالش های جدی مواجه کرده است.
در عین حال شکافهای موجود در اپوزیسیون ایران را نمیتوان صرفاً به حضور یا رفتار یک فرد تقلیل داد. عوامل ساختاری متعدد دیگری نیز نقش دارند:
🔘 بیاعتمادی تاریخی میان جریانهای مختلف ایرانی
🔘رقابت بر سر هژمونی و رهبری
🔘 نبود سازماندهی پرقدرت
سراسری درونکشوری بدلیل فشار امنیتی شدید
🔘اختلاف بر سر مدل آینده حکومت
🔹اگر هدف، جلوگیری از تکرار چرخه «رهبری ولایی» باشد، تمرکز باید از «چه کسی حکومت کند؟» به «بر اساس چه سازوکاری حکومت برپا شود و چگونه قدرت حکومت را محدود کرد؟» منتقل شود.
در این چارچوب، شکلگیری یک آلترناتیو جمعی یا شورای انتقالی برای گذار از شخص محوری یک ضرورت واجب است . تفاوت اساسی میان «آلترناتیو دموکراتیک» و «منجی فردی» در همین مرزبندی نهفته است.
🔴مسئله اصلی اپوزیسیون در ایران نه صرفاً رقابت میان اشخاص، بلکه تقابل میان دو الگوی سیاسی است:
🔹 الگوی فردمحور و منجیگرا در برابر
🔹 الگوی نهادگرا و پاسخگو
گذار پایدار تنها زمانی ممکن است که مطالبه عمومی از الگوی فردی به الگوی جمعی و نهادگرا منتقل شود. در غیر این صورت، تغییر نامها لزوماً به تغییر ساختار سیاسی نخواهد انجامید
✅ اصول ضروری برای اعتبار یک شورای انتقالی؛
1. مأموریت با محدودیت زمانی (فقط تا انتخابات آزاد)
2. تعهد کتبی به عدم تمرکز قدرت
3. شفافیت مالی کامل
4. ساختار جمعی غیرکاریزماتیک و متکثر
5. داشتن سازوکارهای دموکراتیک برای پاسخگویی به مردم
6. نمایندگی متکثر و پلورال جامعه رنگارنگ ایران
7. برنامه مشخص و باور به تفکیک سه قوا
📌تفاوت اصلی شورای انتقالی با «رهبر ولایی و تاج بر سر» این است که شورای انتقالی خود را موقت و انتقالی تعریف میکند، نه تاریخی و ناجی و ابدی!ً
این آلترناتیو در داخل کشور در حال شکلگیری است و رضا پهلوی باید دست از ادای دولت مداری و شاه شدن بردارد و دفترچه اضطرار خود را یا باطل اعلام کند یا سندی برای همان گروه معدود طرفداران خود معرفی کند.
✅پدیده منجیگرایی را درک میکنیم
در شرایط ناامیدی، بحران اقتصادی و سرکوب:
🔻بخشی از جامعه به دنبال چهرهای میگردد که اورا بشناسد و وعده نجات سریع بدهد.
🔻نوستالژی گذشته را که اغلب تصویری غیرواقعی و بشدت تبلیغاتی است را فعال کند و احساس غرور ملی را تحریک کند.
🔻فردمحوری جایگزین نهادسازی شود. مردمی که عادت به نهادسازی و کار تیمی ندارند به دنبال منجی میگردند. منجیپروری فقط از سطوح پایینی جامعه شکل نمیگیرد بلکه رسانهها ۱/۲
بقیه در پست زیر 👇👇